خواجه حافظ  خواجه حافظ

روزه یک‌سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست

روزه یک‌سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست می ز خُم‌خانه به‌جوش آمد و می‌ باید خواست نوبهٔ زهدفروشانِ گران‌جان بگذشت وقتِ رندی و طرب کردنِ رندان پیداست چه ملامت بُوَد آن را که چنین باده خورَد؟ این چه عیب است بدین بی‌خردی؟ وین چه خطاست؟ باده‌نوشی که در او روی و ریایی نَبُوَد بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست ما نه رندانِ ریاییم و حریفانِ نفاق آن‌که او عالِم سِرّ است، بدین حال گواست فرضِ ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیم وان چه گویند روا نیست، نگوییم رواست چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم؟ باده از خونِ رزان است، نه از خون شماست این چه عیب است کز آن عیب، خلل خواهد بود؟ ور بُوَد نیز چه شد؟ مردم بی‌عیب کجاست؟

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR