Skip to content
کمال الدین اسمعیل کمال الدین اسمعیل

در فراقت دل ازین سوخته تر نتوان داشت

در فراقت دل ازین سوخته تر نتوان داشت خویشتن را به ازین زیر و زبر نتوان داشت سرخ روییّ خود از لعل تو می دارم چشم وین چنین چشم کز از خون جگر نتوان داشت عاشقان را بکرشمه تو چنان ریزی خون که خود از لذّتش از زخم خبر نتوان داشت از کنار تو چو طرفی نتاوان بر بستن در میان بسته مرا همچو کمر نتوان داشت در ره فتنه ازین سر که جمالت دارد با قویدستی او پای مگر نتوان داشت غم دستار و کله بود ازین پیش و کنون بیم آنست که خود گوش بسر نتوان داشت گوهر اشک من آن لعل دلاویز آمد که ازو چشم از لعل تو بر نتوان داشت مردم چشم مرا خون ز قدمها بچکید بیش ازین او را بر راه گذر نتوان داشت چشمت از مردمی ار کرد نظر در کارم خود از آن چشم جزین چشم دگر نتوان داشت چند گویی که بخود دار نظر تا برهی تا تو باشی بخود ای دوست نظر نتوان داشت

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR