ادیب صابر
آورد به ما بلبل عاشق خبر گل
آورد به ما بلبل عاشق خبر گل
جز بلبل گل دوست که داند خطر گل
هر چند که در گل همه خوبی و خوشی هست
بی مل نه همانا که خوش آید خبر گل
زان قطره شبیگر که بر شاخ گل افتاد
چون تاج شهان گشت ز در تاج سر گل
از بس که صبا بر سر گلزار گذر کرد
پر مشک و عقیق است همه رهگذر گل
زیر و زبر گل همه لعل است و زبرجد
دل زیر و زبر گشت ز زیر و زبر گل
گل یک اثر است از قدح مل به لطافت
زیبا نبود بی اثر مل اثر گل