محتشم کاشانی محتشم کاشانی

دیشبش در خواب دیدم با رخ چون آفتاب

دیشبش در خواب دیدم با رخ چون آفتاب آن چنان فرخ شبی دیگر نمی‌بینم به خواب بسته آتش‌پارهٔ من تیغ و من حیران که چون بسته باشد در میان آتش سوزنده آب خانه‌ها در بادخواهد شد چه از دریای چشم خیمه‌ها بیرون زند خیل سرشگم چون حباب تا قضا بازار حسنت گرم کرد از دست تو آنقدر در آتش افتادم که افتاد از حساب بحر اشک من که در طوفان دم از خون می‌زند گر سحاب انگیز گردد خون ببارد از سحاب رویت از هم پیکرم تا چند پی در پی مرا ماه سیمائی چو سیماب افکند در اضطراب محتشم مرغ دلم تا صید آن خون‌خواره شد صد عقوبت دید چون گنجشک در چنگ عقاب

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR