محتشم کاشانی محتشم کاشانی

جان بر لب و ز یار هزار آرزو مرا

جان بر لب و ز یار هزار آرزو مرا بگذار ای طبیب زمانی باو مرا زین تب چنان ره نفسم تنگ شد که هیچ جز آب تیغ او نرود در گلو مرا آن بلبلم که جلوهٔ آتش گل من است در دام آرزو نکشد رنگ و بو مرا از طره دو تا به دو زنجیر بسته است چون شیر وحشی آن بت زنجیر مو مرا خوی بد است مائدهٔ حسن را نمک زین جاست حرص دیدن آن تندخو مرا ذرات من ز مهر تو خالی نمی‌شوند گر ذره ذره میکنی ای فتنه‌جو مرا در عاشقی مرا چه گنه کافریدگار خود آفریده عاشق روی نکو مرا اقبال محتشم که چو طبعش بلند بود افراخت سر به سجدهٔ آن خاک کو مرا تا آمدم به سجدهٔ سلمان جابری ناید به کس دگر سر همت فرو مرا

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR