محتشم کاشانی محتشم کاشانی

صبح آن که داشت پیش تو جام شراب را

صبح آن که داشت پیش تو جام شراب را در آتش از رخ تو نشاند آفتاب را مه نیز تا فتد ز تو در بحر اضطراب شب جام‌گیر و برفکن از رخ نقاب را ممنون ساقیم که به روی تو پاک ساخت زان آب شعله رنگ نقاب حجاب را ای تیر غمزه کرده به الماس خشم تیز دریاب نیم کشته زهر عتاب را از هم سر و تن و دل و جان می‌برند و نیست جز لشگر غمت سبب انقلاب را در من فکند دیدن او لرزه وای اگر داند که چیست واسطهٔ اضطراب را دیدیم چشم جادوی آن مه شبی به خواب اما دگر به چشم ندیدیم خواب را در گرم و سرد ملک نکوئی فغان که نیست قدری دل پرآتش و چشم پر آب را او می‌شود سوار و دل محتشم طپان کو پردلی که آید و گیرد رکاب را

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR