محتشم کاشانی محتشم کاشانی

کسی ز روی چنان منع چون کند ما را

کسی ز روی چنان منع چون کند ما را خدا برای چه داده است چشم بینا را نشان ز عالم آوارگی نبود هنوز که ساخت عشق تو آوارهٔ جهان ما را درون پرده ازین بیشتر مباش ای گل که نیست برگ و نوا بلبلا، شیدا را هزار سلسله مو در پیت به خاک افتد چو برقفا فکنی موی عنبر آسا را برای جلوه چو نخل تو را دهد حرکت جسد به رعشه درآرد هزار رعنا را به آن تکلم شیرین گهی که جان بخشی به دم زدن نگذارد کسی مسیحا را به جز وفای تو درد مرا دوائی نیست خدا دوا کند این درد بی‌دوا ما را ز غمزه دان گنه چشم بی‌گنه کش خویش که تیغ می‌دهد این ترک بی‌محابا را بهر زه لب مگشا پیش کس که نگشائی زبان محتشم هرزه گوی رسوا را

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR