نورالدین عبدالرحمن جامی نورالدین عبدالرحمن جامی

بر طرف رخ نهادی آن جعد مشکسا را

بر طرف رخ نهادی آن جعد مشکسا را چون شب سیاه کردی روز سفید ما را بویت به هر مشامی حیف است اگر توانم سوی تو ره ببندم آمد شد صبا را بعد از هجوم هجران بی دولت وصالت باز آمدن چه امکان صبر گریز پا را از لعل تو ز چشمم شد خون دل روانه بس رازها که گردد از باده آشکارا دارد رقیب با من دندان زنی به کویت با هم نزاع دیرین باشد سگ و گدا را باشد بنای دولت بر همت گدایان اینست بر کتابه ایوان پادشا را با صحبت که گیرم انس اینچنین که عشقت بیگانه ساخت با من یاران آشنا را فریاد ازان معلم کآموخت در دبستان تاراج دین پیران طفلان دلربا را جامی ز سفله طبعان کم شد صفای حالت کردی سفال تیره جام جهان نما را

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR