عطار نیشابوری عطار نیشابوری

تا آفتاب روی تو مشکین نقاب بست

تا آفتاب روی تو مشکین نقاب بست جان را شب اندر آمد و دل در عذاب بست ترسید زلف تو که کند چشم بد اثر خورشید را ز پردهٔ مشکین نقاب بست ناگاه آفتاب رخت تیغ برکشید پس تیغ تیز در تتق مشک ناب بست گر چهرهٔ تو در نگشادی فتوح را می‌خواست طرهٔ تو ره فتح باب بست عالم که بود تیره‌تر از زلف تو بسی روی تو کرد روشن و بر آفتاب بست تا هست روی تو که سر آفتاب داشت تا هست آب خضر که دل در سراب بست یک شعله آتش از رخ تو بر جهان فتاد سیلاب عشق در دل مشتی خراب بست بس در شگفت آمده‌ام تا مرا به حکم چشمت چگونه جست به یک غمزه خواب بست در خط شدم ز لعل لبت تا دهان تو از قفل لعل چو در در خوشاب بست جادو شنیده‌ام که ببندد به حکم آب وان بود نرگس تو که بر رویم آب بست نقاش صنع را همه لطف تو بود قصد بر گل نوشت نقش تو و بر گلاب بست چون خیمهٔ جمال تو از پیش برفگند از زلف عنبرین تو بر وی طناب بست جانی که گشت خیمه‌نشین جمال تو یکبارگی در هوس جاه و آب بست مسکین فرید کز همه عالم دلی که داشت بگسست پاک و در تو به صد اضطراب بست

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR