Skip to content
میرزا غالب دہلوی میرزا غالب دہلوی

خوشم که چرخ به کوی توام ز پا انداخت

خوشم که چرخ به کوی توام ز پا انداخت که هم ز من پی من خلد را بنا انداخت چو نقش پا همه افتادگی ست هستی من ز آسمان گله نبود اگر مرا انداخت سواد سایه همان صورت گلیم گرفت همای فرخ اگر سایه بر گدا انداخت ز رزق خویش چه سان بر خورم که داس قضا ز کشت خوشه درود و در آسیا انداخت به عز و ناز منه دل که افتد آخر کار ز فرق مهر کلاهی که بر هوا انداخت به طعن بی اثری های ناله ما را کشت ز کیش ماست خدنگی که سوی ما انداخت صحیفه پیش نگاه و نگاه کزلک تیز دریغ گر به سر حرف مدعا انداخت اگر نه لطف شب وصل کاستن می خواست ز روز هجر سخن در میان چرا انداخت؟ منم که با جگر تشنه می نوردم راه به وادیی که خضر کوزه و عصا انداخت فغان ز غفلت غالب که کارش از سستی ز دست رفته و داند که با خدا انداخت

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR