Skip to content
میرزا غالب دہلوی میرزا غالب دہلوی

جنون محمل به صحرای تحیر رانده است امشب

جنون محمل به صحرای تحیر رانده است امشب نگه در چشم و آهم در جگر وامانده است امشب به ذوق وعده سامان نشاطی کرده پندارم ز فرش گل به روی آتشم بنشانده است امشب خیال وحشت از ضعف روان صورت نمی بندد بیابان بر نگه دامان ناز افشانده است امشب دل از من عاریت جستند اهل لاف و دانستم سمندر این غریبان را به دعوت خوانده است امشب زهی آسایش جاوید همچون صورت دیبا نم زخمم تن و بستر به هم چسبانده است امشب به قدر شام هجرانش درازی باد عمرش را فلک نیز از کواکب سبحه ها گردانده است امشب به خوابم می رسد بند قبا واکرده از مستی ندانم شوق من بر وی چه افسون خوانده است امشب؟ به دست کیست زلف کاین دل شوریده می نالد سر زنجیر مجنون را که می جنبانده است امشب؟ خوش ست افسانه درد جدایی مختصر غالب به محشر می‌توان گفت آنچه در دل مانده است امشب

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR