Skip to content
میرزا غالب دہلوی میرزا غالب دہلوی

آشنایانه کشد خار رهت دامن ما

آشنایانه کشد خار رهت دامن ما گویی این بود ازین پیش به پیراهن ما بی تو چون باده که در شیشه هم از شیشه جداست نبود آمیزش جان در تن ما با تن ما سایه و چشمه به صحرا دم عیسی دارد اگر اندیشه منزل نشود رهزن ما تا رود شکوه تیغ ستم آسان از دل بخیه بر زخم پریشان فتد از سوزن ما دوست با کینه ما مهر نهان می ورزد خود ز رشک ست اگر دل برد از دشمن ما می پرد مور مگر جان به سلامت ببرد تا چه برقست که شد نامزد خرمن ما دعوی عشق ز ما کیست که باور نکند می جهد خون دل ما ز رگ گردن ما سخن ما ز لطافت نپذیرد تحریر نشود گرد نمایان ز رم توسن ما طوطیان را نبود هرزه جگرگون منقار خورده خون جگر از رشک سخن گفتن ما ما نبودیم بدین مرتبه راضی غالب شعر خود خواهش آن کرد که گردد فن ما

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR