Skip to content
میرزا غالب دہلوی میرزا غالب دہلوی

در گرد غربت آینه دار خودیم ما

در گرد غربت آینه دار خودیم ما یعنی ز بیکسان دیار خودیم ما دیگر ز ساز بیخودی ما صدا مجوی آوازی از گسستن تار خوردیم ما از بس که خاطر هوس گل عزیز بود خون گشته ایم و باغ و بهار خودیم ما ما جمله وقف خویش و دل ما ز ما پرست گویی هجوم حسرت کار خودیم ما از جوش قطره همچو سرشک آب گشته ایم اما همان به جیب و کنار خودیم ما مشت غبار ماست پراگنده سو به سو یارب به دهر در چه شمار خودیم ما؟ با چون تویی معامله بر خویش منت است از شکوه تو شکرگزار خودیم ما روی سیاه خویش ز خود هم نهفته ایم شمع خموش کلبه تار خودیم ما در کار ماست ناله و ما در هوای او پروانه چراغ مزار خودیم ما خاک وجود ماست به خون جگر خمیر رنگینی قماش غبار خودیم ما هر کس خبر ز حوصله خویش می دهد بدمستی حریف و خمار خودیم ما تار نگاه پیرو ما سلک گوهرست رفتار پای آبله دار خودیم ما غالب چو شخص و عکس در آیینه خیال با خویشتن یکی و دوچار خودیم ما

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR