Skip to content
میرزا غالب دہلوی میرزا غالب دہلوی

چون عذار خویش دارد نامه اعمال ما

چون عذار خویش دارد نامه اعمال ما ساده پرکار فراوان شرم اندک سال ما میل ما سوی وی و میلش به سوی چون خودی ست آرد از خود رفتنش ناگه به استقبال ما حال ما از غیر می پرسی و منت می بریم آگهی باری که آگه نیستی از حال ما؟ عیش و غم در دل نمی استد خوشا آزادگی باده و خونابه یکسانست در غربال ما نقش ما در خاطر یاران دژم صورت گرفت بس که رو در هم کشید آیینه از تمثال ما نیشتر سازید و بگدازید هر جا تیشه ای ست خون گرم کوهکن دارد رگ قیفال ما ما همای گرم پروازیم، فیض از ما مجوی سایه همچون دود، بالا می رود از بال ما خضر و در سرچشمه حیوان فرو غلتیدنش لغزش پایی ست کش رو داده در دنبال ما خاک را از ابر ادرار معین داده اند بی می پارینه بر ما رانده اند، امسال ما با چنین گنجینه ارزد اژدهایی همچنین حلقه بر گرد دل ما زد زبان لال ما جان غالب تاب گفتاری گمان داری هنوز؟ سخت بی‌دردی که می‌پرسی ز ما احوال ما

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR