Skip to content
میرزا غالب دہلوی میرزا غالب دہلوی

خوش وقت اسیری که برآمد هوس ما

خوش وقت اسیری که برآمد هوس ما شد روز نخستین، سبد گل قفس ما مهتاب نمکسار بود باده ما را ای بی مزه بی روی تو بزم هوس ما حیرت زده جلوه نیرنگ خیالیم آیینه مدارید به پیش نفس ما آوازه شرع از سر منصور بلند است از شبروی ماست شکوه عسس ما وقت ست که خون جگر از درد بجوشد چندان که چکد از مژه دادرس ما ای بی خبر از نیستی و ذوق فراغش در پیرهن ما نبود خار و خس ما در دهر فرورفته لذت نتوان بود بر قند نه بر شهد نشیند مگس ما طول سفر شوق چه پرسی؟ که در این راه چون گرد فرو ریخت صدا از جرس ما حوران بهشتی که ندارند گلابی بر خویش فشانند گداز نفس ما هر جا رم سنگی ست درآورده سر خویش در بند برومندی نخل هوس ما باشد که بدین سایه و سرچشمه گرایند یاران عزیزند گروهی ز پس ما خرسندی غالب نبود زین همه گفتن یکبار بفرمای که ای هیچکس ما

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR