Skip to content
میرزا غالب دہلوی میرزا غالب دہلوی

جان بر نتابد ای دل هنگامه ستم را

جان بر نتابد ای دل هنگامه ستم را از سینه ریز بیرون مانند تیغ دم را از وحشت برونم بنگر غم درونم آمیزش غریبی باشد به هوش رم را گویند می نویسد قاتل برات خیری یارب شکسته باشد بر نام ما قلم را بی وجه در رهت نیست از پا فتادن من بر دیده می نشانم در هر قدم، قدم را سوگند کشتنم خورد از غصه جان سپردم کردم ز بی نیازی خون در جگر قسم را در نامه تا نبشتی بر من نوید قتلی در دل چو جوهر تیغ جا داده ام رقم را بیدادگر ندارد سرمایه تواضع تیغت به رسم یغما از ما ربوده خم را کاشانه گشت ویران، ویرانه دلگشاتر دیوار و در نسازد زندانیان غم را مانند خارزاری کاتش زنند در وی سوزد ز بیم خویت اجزای ناله هم را در مشرب حریفان منع است خودنمایی بنگر که چون سکندر آیینه نیست جم را زاهد مناز چندین زنارم ار گسستی از جبهه ام ندزدد کس سجده صنم را اشکی نماند باقی از فرط گریه غالب سیلی رسید و گویی از دیده شست نم را

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR