Skip to content
میرزا غالب دہلوی میرزا غالب دہلوی

ای گل از نقش کف پای تو دامان ترا

ای گل از نقش کف پای تو دامان ترا گل فشان کرده قبا سرو خرامان ترا تا ز خون که ازین پرده شفق باز دمد؟ رونق صبح بهارست گریبان ترا هر قدر شکوه که در حوصله گرد آمده بود گوی گردید به مستی خم چوگان ترا جذبه زخم دلم کارگر افتاد، مباد عطسه غربال کند مغز نمکدان ترا ندمد بوی کباب از نفس غیر و خوشم می شناسم اثر گرمی پنهان ترا راحت دائمی ذوق طلب را نازم گرد نمناک بود سایه بیابان ترا چشم آغشته به خون بین و ز خلوت بدر آی اینک ابر شفق آلوده گلستان ترا آیی از بزم رقیب و سر راهت میرم تا ربایم دل از ناز پشیمان ترا چه غم ار سیلی سنگ ستمش کرد کبود سبزه زاری تنم طرف خیابان ترا فرصتت باد که سر در سر کارت کردیم آفتاب لب بامیم شبستان ترا هر حجابی که دهد روی به هنگامه شوق پرده ساز بود زمزمه سنجان ترا فارغش ساخته از حسرت پیکان غالب حق بود بر جگر ریش تو دندان ترا

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR