Skip to content
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

در خم گیسوی کافر کیش داری تارها

در خم گیسوی کافر کیش داری تارها بهر گمره کردن پاکانست این زنارها پرده بردار از رخی کان مایه دیوانگیست کز دماغ عاقلان بیرون برد پندارها فتنه و جور است و آفت کار زار حسن تو حسن را آری بود اینگونه دست افزارها آشتی ده با لبم لب را که آزارم به کام کز پس آن آشتی خوش باشد این آزارها خارخاری در دلست و غنجهای خون بران چون کنم چون خود جز این گل نشکند زین خارها هست در کوی تو بستانهای غم تا بنگری سبزه ها کز گریه رسته از ته دیوارها عاشق کاه و علف دل نیست، بل نقل سگانست چون دل گاوان که بفروشند در بازارها ناله ای دارم کش از دل گر برآرم بگسلد باربرداران مهار و بوستان افسارها گفتمش جان می کنم خون می خورم بهر تو، گفت خسروا، مشتاق را جز این نباشد کارها

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR