Skip to content
رکن‌الدین اوحدی رکن‌الدین اوحدی

چون نیست یار در غم او هیچ کس مرا

چون نیست یار در غم او هیچ کس مرا ای دل، تو دست گیر و به فریاد رس مرا سیر آمدم ز عیش، که بی‌دوست میکنم بی او چه باشد؟ ازین عیش بس مرا از روزگار غایت مطلوب من کسیست و آنگه کسی، که نیست جزو هیچ کس مرا ای ساربان شبی که کنی عزم کوی او آگاه کن، یکی به صدای جرس مرا یک بوسه دارم از لب شیرین او هوس وز دل برون نمی‌رود این هوس مرا از عمر خود من آن نفسی شادمان شوم کز تن به یاد دوست برآید نفس مرا باریک آن چنان شدم از غم، که گر شبی بیرون روم به شمع، نبیند عسس مرا هر ساعتم به موج بلایی در افکند سیلاب ازین دو دیدهٔ همچون ارس مرا یاری که اصل کار منست، ار به من رسد با اوحدی چه کار بود زین سپس مرا؟

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR