خواجه حافظ  خواجه حافظ

سحرگاهان، که مخمورِ شبانه

سحرگاهان، که مخمورِ شبانه گرفتم باده با چنگ و چَغانه نهادم عقل را ره ‌توشه از مِی، زِ شهرِ هستی‌اش کردم روانه نگارِ مِی‌فروشم عشوه‌ای داد، که ایمن گشتمَ از مکرِ زمانه زِ ساقیِ کمان ‌ابرو شنیدم؛ که ای تیرِ ملامت را نشانه! نبندی زان میان طرفی، کمروار، اگر خود را ببینی در میانه برو، این دام بر مرغی دگر نِه که عَنقا را بلند است آشیانه! کِه بَندد طرفِ وصل ازْ حُسنِ شاهی؟ کِه با خود عشق بازد جاودانه‌؟ ندیم و مطرب و ساقی، همه اوست؛ خیالِ آب و گل در رَه، بهانه بِده کشتیِ مِی تا خوش برانیم، از این دریایِ ناپیداکرانه وجودِ ما معمایی‌ست، حافظ؛ که تحقیقش، فُسون است و فِسانه

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR