خواجه حافظ  خواجه حافظ

دارم امید عاطفتی از جناب دوست

دارم امید عاطفتی از جناب دوست کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست دانم که بُگذرد ز سرِ جرمِ من که او گر چه پریوش است ولیکن فرشته‌خوست چندان گریستیم که هر کس که برگذشت در اشکِ ما چو دید روان گفت «کاین چه جوست؟» هیچ است آن دهان و نبینم از او نشان موی است آن میان و ندانم که آن چه موست دارم عجب ز نقشِ خیالش که چون نرفت از دیده‌ام که دَم به دَمش کار شُست و شوست بی گفت و گوی زلفِ تو دل را همی کُشد با زلف دلکَش تو که را روی گفت و گوست؟ عمری‌ست تا ز زلفِ تو بویی شنیده‌ام زان بوی در مشامِ دلِ من هنوز بوست حافظ بد است حالِ پریشانِ تو، ولی بر بویِ زلفِ یار پریشانیَت نکوست

Unlock the Power of Language & AI

Benefit from dictionaries, spell checkers, and character recognizers. A revolutionary step for students, teachers, researchers, and professionals from various fields and industries.

Lughaat

Empower the academic and research process through various Pakistani and international dictionaries.

Explore

Spell Checker

Detect and correct spelling mistakes across multiple languages.

Try Now

OCR

Convert images to editable text using advanced OCR technology.

Use OCR